برچسب:
نویسنده: سپیده پارسامنش
برچسب:
نویسنده: سپیده پارسامنش
برچسب:
نویسنده: سپیده پارسامنش
فکر میکنم دومین بار است که برای او و چندمین بار است که در کل مینویسم. دارم از همان اندک آدم های مهم زندگیم ذره ذره دور میشوم و کم رنگ میشوند و هیچ حس به خصوصی ندارم. اما راجع به این بی تفاوتی حس یک قاتل را دارم که از قتل ابایی ندارد. قاتلی که یک روز با لگد کردن یک مورچه ساعت ها گریه خواهد کرد.
برچسب:
نویسنده: سپیده پارسامنش
بامداد بیست و دو سالگی، فهمیدم روز تولد مفهوم سابق خودش رو کاملا از دست داده. مونده آرزوی روزهای خوب تا وقتی که این عدد باز یکی بالاتر بره یا نره. و این هیچ حس بدی نیست. هر چیزی یک روزی ته میکشه. ذوق آدم ها برای بزرگ شدن هم همینطور.
برچسب:
نویسنده: سپیده پارسامنش